من می‌گویم بازی با خاطرات …     می‌گویم فصل آرامش، می‌گویم راه رفتن روی برگهایِ خشکیده و رنگارنگ، شنیدن صدایِ خش خشِ خُرد شدنِ برگها رویِ زمین. می‌گویم تماشایِ رقص برگها در آسمان، تماشای زیباییهایِ هزار رنگ … می‌گویم خاطراتِ راه مدرسه و… بیشتر »
   پنجشنبه 15 آذر 139726 نظر »
  ببار بارن!     ببار، نرم و روان بر بی‌تابیِ عطشِ زمین صبور و پاک بشوی فصل‌هایِ آلودگیِ این کره‌ی خاکی را تمام کُهنگی‌ها منتظرند ببار و بگذار خیس بخورد و تازه شود دل بیاتِ تمامیِ عاشقان   شعر از فرزانه رضایی   + اولین باران پاییزی هم بارید؛ عاشق بوی نم… بیشتر »

موضوعات: روزانه نوشت
   شنبه 14 مهر 139717 نظر »
  روی بیلبورد کنار جاده نوشته شده بود: « ثانیــه‌هایی کــه مجازی از ما می‌دزدد »        + مراقب این ثانیـــه‌ها باشیــم، کــــه هرگـــز بر نمی‌گرددنــــد. بیشتر »

موضوعات: کوتاه نوشت
   چهارشنبه 6 تیر 13973 نظر »
آقا جان! بہ انتظارت نشستہ‌ایم، بہ امید آن روز کہ، فریاد عدالتخواهی و ظلم‌ستیزی تو گوش افلاک را کر کند ... تو می‌آیی ...
کاربران آنلاین