بوے‌ باران، بوے سبزه، بوے خاک

شاخه‌هاے شسته، باران خورده پاک

آسمان آبے و ابر سپید

برگهاے سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه‌ے شوق پرستوهاے شاد

خلوت گرم کبوترهاے مست

نرم نرمک مےرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


موضوعات: مناسبت‌ها
   پنجشنبه 1 فروردین 13986 نظر »

 

نمی‌دانم خواب به خواب شده بود، تا چشم وا کرد، تلویزیون را روشن کرد و زد شبکه‌ی پویا … یک دفعه گفت: «وای مامان چهار روز دیگه تا نوروز مونده! هنوز تخم مرغ رنگی درست نکردیم!»

_ دیر نشده پسرم، هنوز وقت داریم.

نه، مامااااان! زود باش تخم‌مرغ بیار تا رنگ کنم! تازززززه! سبزه‌ای که کاشتم هنوز در نیومده!

_ طوری نیست، نانی* برامون سبزه انداخته.

نه! من دوست دارم سبزه و چیزای خودم سر سفره‌ی هفت‌سین باشه!

 

پ. ن: گفتگوی مادر و پسری در روزهای پایانی اسفند.

* نانی: همان مادربزرگ، البته به گویش پسر من. حالا از کجا در آمده، من هم  نمی‌دانم. :))

 

 

هفت سین

 


موضوعات: روزانه نوشت
   یکشنبه 26 اسفند 13979 نظر »

 

ایستگاه اول که سوار شدم، گفتم: خودم را می‌‌سپارم دست روزگار، فارغ از اینکه کجا می‌رود و چگونه!

هر کجا که رفت من هم می‌روم،

تا ایستگاه آخر؛

مثل برگ در جریان آب.

برگهای شناورِ روی آب را دیده‌ای؟

برگ خودش را می‌سپارد به جریان آب.

بالا و پایین می‌رود.

خیال می‌کنی سبکبال و رهاست.

گاهی سنگها سدِ راهش می‌شوند. شاید جریان آب نجاتش دهد. 

می‌رود، می‌رود اما بی‌هدف!

گاهی جریان آب کند می‌شود، گاهی تند می‌شود. گاهی پیچ در پیچ می‌شود …

می‌رود، می‌رود اما بی‌هدف!

فاصله‌ای نیست تا پرتگاه، فاصله‌ای نیست تا آبشار! باید کاری کند! اما…

 

 

باید پیاده شوم،

قبل از رسیدن به ایستگاه آخر!

باید کاری کنم، قبل از رسیدن به پرتگاه! 

 

   شنبه 18 اسفند 139736 نظر »

 

نمی‌دانم چه سرّی‌ست، هر زمان اسم امتحان می‌آید، آنهم منطق! حوصله‌ی وا کردن لایِ کتابم را ندارم! اصلاً حس درس خواندن ندارم! تمرکز که دیگر هیچ! هر چه می‌خواهم ذهنم را متمرکز کنم، نمی‌شود که نمی‌شود! ناخودآگاه این ذهنِ فرّار شروع به خیال پردازی می‌کند.

یکی از راهکارهایی که محققان برای افزایش تمرکز، حین درس خواندن، پیشنهاد کرده‌اند، این است که؛ بلند بلند درس بخوانیم. خُب محققان که بیجا نمی‌گویند، حتما تجربه‌ی‌ سالها تحقیق و تفحّصشان در این زمینه می‌باشد.

من هم به تبعیت از گفته‌ی محققان عزیز شروع کردم به بلند بلند درس خواندن … «یا عدد زوج است یا عدد فرد». داشتم این قضیه‌ی منطقی را تجزیه و تحلیل می‌کردم که ناگاه، پسرِ درسخوان و زرنگم گفت: «اِ، مامان شما هم اعداد زوج و فردید! ما هم امروز اعداد زوج و فردُ یاد گرفتیم، می‌خوای برات توضیح بدم».

علی ایها الحال، به جای حل کردن قضایای منطقی، نشسته‌ام پای درس استاد تا اعداد زوج و فرد را یاد بگیرم!

ـ«مامان یه سوال سخت! اگه گفتی ”۶۰۸۷۶۲“ زوج  یا  فرد؟!»

 


موضوعات: روزانه نوشت
   دوشنبه 13 اسفند 139711 نظر »

 

بعضی قرارها تو زندگی آدم‌ها خیلی مهمند؛ مثلِ قرار صبح پنجشنبه‌ی من!

قرارِ صبح پنجشنبه، برای من خیلی مهم بود، پس باید کلاسم را تعطیل می‌کردم تا به قرارم برسم. مترو گزینه‌ی مناسبی برای زودتر رسیدن بود. در مسیر رسیدن به ایستگاه مترو، باید از چهار راه همیشگی عبور می‌کردم. علی‌رغم قرمز بودن چراغِ عبورِ عابرِ پیاده، از لابلایِ ماشینها و بی‌توجه به بوق ممتدشان، عبور کردم.

آنطرف چهار راه خانم مسنی صدایم زد و گفت: «دخترم! من را می‌بری آنطرف چهار راه؟ عصایم را نیاورده‌ام، تعادل ندارم …». اینبار از چراغ سبز عبور کردم، نه چراغ قرمز!

… بالاخره رسیدم به قرار. یک قرار چهار نفره!*

تقدیر الهی این بود که قرار ما در قطعه‌ای از بهشت برقرار شود. اینها اتفاقی نبود! پنجشنبه، گلستان شهدا، سالگرد شهید خرازی، تربت شهید … نماز ظهر را خواندیم. کمی قدم زدیم و بعد گوشه‌ای نشستیم. یک جمع دوستانه … زمان گذشت؛ ساعت به وقت جدایی … بعد از خداحافظی، سر درِ خروجیِ گلستان؛ خانمی به دنبال آدرس یک خیابان بود؛

ـ «خانم! من را راهنمایی می‌کنید …؟»

بله! هم مسیریم، با هم می‌رویم.

هم کلام شدیم. گفت: سه هفته‌‌ی متوالی‌ برای گرفتن حاجتم به گلستان آمدم. قول و قرارهایی با شهدا گذاشتم، حاجتم را گرفتم. امروز آمده بودم تا نذرم را ادا کنم … و بعد زیر لب زمزمه کرد: «زین کعبه‌ی عشق بی‌تفاوت مگذر، حاجت بطلب ز تربت پاک شهید».

اینها اتفاقی نبود! برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم. این منم؟! اینجا …! چه قول و قرارهایی گذاشته‌ای؟! برای رسیدن به قرارت چه کرده‌ای؟!

 

قرار با شهدا

 

* تسنیم، سایه، گذر موقت و یار مهدی

 

   شنبه 11 اسفند 139726 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 22

آقا جان! بہ انتظارت نشستہ‌ایم، بہ امید آن روز کہ، فریاد عدالتخواهی و ظلم‌ستیزی تو گوش افلاک را کر کند ... تو می‌آیی ...

دانلود آهنگ
کاربران آنلاین
  • عیسی صالحی
 
نوروز 98