در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام بلی با هم نامزدن :)))

به حرف جناب استاد هم گوش خواهیم کرد؛ ان‌شاءالله که زمینه ازدواج واسه بچه‌هامون و همه جوان‌ها فراهم بشه.

1398/09/01 @ 15:40

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: مصطفوی [عضو] 
5 stars

سلام این دو تا زن و شوهرن؟ پری دخت و اون یکی
استاد تراشیون میگن عشق بیماری است.
تا بچه هاتون بیمار نشدن زن و شوهرشون بدین

1398/09/01 @ 14:23

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

و علیکم السلام
صبحتون بخیر :))
خواهش می‌کنم. ممنون بابت حضورتون :))

1398/09/01 @ 06:17

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: مدرسه نرجس دولت آباد [عضو] 
مدرسه نرجس دولت آباد
5 stars

سلام شبتون بخیر باشه ممنونم از مطلب زیباتون

1398/09/01 @ 01:38

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام “ف” جانم :))
خوش اومدی عزیز جانم.
ممنونم
بوسه به پیوست است. :))

1398/08/30 @ 11:01

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: ... [بازدید کننده] 
...
5 stars

سلااااممم :))
تصدقت :) تعطیلات اجباری خوش بگذره با روایت دلبری :))

1398/08/30 @ 09:58

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

ان‌شاء‌الله که همینطوره دوست بامحبتم :))

1398/08/29 @ 23:33

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: طوباي محبت [عضو] 
5 stars

دیگه از این به بعد مثل آنشرلی می بینمت:)))
آره خداییش چه خوب بود فاصله ها رو میشد برداشت.
گرچه وقتی یه دختر دبیرستانی بودم جایی خوندم که خداوند قلبهایی رو که خودش رو میخوان بهم نزدیک میکنه.
ان شاالله که برای ما هم همین طوره:)

1398/08/29 @ 22:37

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

چقدر خوب بود که نزدیک بودیم و بعد من مثل آنشرلی دعوتت می‌کردم عصرانه به صرف چایی :))
چی گفتم! از پری‌دخت رفتم تو رویاهای آنشرلی :)))

1398/08/29 @ 21:22

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: طوباي محبت [عضو] 
5 stars

آخ جون یار جان برام چایی ریخته:)
اومدم برای صرف چای
حسابی می چسبه تو این هوای سرد
با دوست خوبم:))

1398/08/29 @ 20:48

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام طوبا جانم
اره تعطیلیم، بخاطر این آشوبگران خیر ندیده! اوضاع طرف ما خیلی بحرانی بود.
اتفاقا ما هم این هفته امتحان نیم‌ترم داشتیم که دیگه کنسل شد. موفق باشی دوستم :)
راستی بفرما چایی :)))

1398/08/29 @ 20:28

در پاسخ به: یک کتابِ دلبر

نظر از: طوباي محبت [عضو] 
5 stars

سلام اِه شما تعطیلین!
ما غیرحضوری ها داریم امتحان نیم ترم میدیم.
پس حالش رو ببر:)
این کتاب هم باید خیلی باحال باشه، چند تا نامه ازش خوندم ولی کتابش رو نخوندم.
پس نوش جانت چایی و کتاب و کنار بخاری:)

1398/08/29 @ 19:39

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: سایه [عضو] 
5 stars

الحمدلله رب العالمین … خیلی شکرگزاری بدهکارم خیلی :/

1398/08/26 @ 23:57

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

مبارکش باشه :))

ان شاء الله به حق این روز عزیز زمینه ازدواج برای همه‌ی دختر و پسرا فراهم بشه.

حالا چطوری بهمون شیرینی میده؟

1398/08/24 @ 19:48

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: مصطفوی [عضو] 
5 stars

سلام یاس عروس شدا
یوهووووووووووووووو

1398/08/24 @ 19:25

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام عزیزم، عید شما هم مبارک. :))
بلی یه چیزایی فهمیدم. ان شاء‌الله هر چی که خیر واسش پیش بیاد.

1398/08/24 @ 07:05

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: مصطفوی [عضو] 
5 stars

پینار فکر کنم بله …. نمی خواد بیشتر بگه
(: شوقی بود.
راستی خبر از یاس داری افتاده تو وادی انتخاب
یعنی فکر کنم دو تا انتخاب داشته که یکیش خیلی توپ بوده بعد اونو به چه دلیل ضربدر روش زده
بعد حالا اومده سر این یکی تازه می گه انتخاب فقط یکی
در حالی که ما داریم
یه دل دارم دو دلبر یکی از یکی قشنگ تر
حالا چند وقتی خبری ازش نیست داره روی آپشن هاش فکر می کنه
خلاصه سور و سات و افتادیم فکر کنم.
عیدتم مبارک(:

1398/08/24 @ 00:48

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: پینــــــــار [عضو] 
5 stars

عاره وا
همینو بگو:))

1398/08/23 @ 12:19

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

بیشتر!
نمی‌شناسمش اما؛ وقتی می‌بینمش یاد بابابزرگ خدا بیامرزم میوفتم. اون آخرا دیگه کسی رو نمی‌شناخت؛ اما گاهی حرفهایی می‌زد که هممون تعجب می‌کردیم…
دیگه خودت تصور کن، همینقدر کافیه :))

1398/08/22 @ 22:05

در پاسخ به: بدهکارم!

نظر از: مصطفوی [عضو] 
5 stars

خدا را شکر
حالا یه کم در مورد اون که نشسته می گفتی بیشتر (:

1398/08/22 @ 20:30