جوازِ ورودش از خود گذشتن بود، از دنیا گذشتن، از هوا و هوس گذشتن، خالی شدن از همه‌­ی تعلقات، که اگر چنین نبود، رفیق نیمه راه می‌شدند. دانشگاهی در سالِ 61 هـ. ق به نام کربلا. انسانیت، ایثار و شجاعت را باید در این دانشگاه آموخت. آنجا که باید در آتشِ عطش… بیشتر »
   چهارشنبه 21 شهریور 139713 نظر »
  هر کس برای خودش کُنج خلوتی داشت. گوشه‌ای از صحن مسجد نشستم؛ روبروی گنبد فیروزه‌ای. یک سنگ صبور می‌خواستم تا وا کنم عقده‌های دلم را. خسته از همه جا و همه کس شروع کردم به درد و دل. صاحب آن صحن و سرا شد سنگ صبورم.  ـ «خانم؛ خانم! یه دونه فال می‌خری؟ تو… بیشتر »
   جمعه 1 تیر 13976 نظر »