خانم صاحب‌خانه‌ی ما هم سن و سال مادرم است. گَهگُداری که می‌بینمش سر صحبت را باز می‌کند و از مستاجر قبلی می‌گوید، که چنین بودند و چنان. راستش با شنیدن حرفهایش دلم می‌لرزد و می‌گویم فردا هم پشتِ سرِ ما می‌گوید چنین بودند و چنان.  همان اوایل ساکن شدنمان… بیشتر »
   چهارشنبه 23 مرداد 139830 نظر »
  تجربه‌نگاری ۱  هو المحبوب   آغاز جاده‌ی سبز طلبگی‌ام همزمان شد با مهاجرتمان به یکی از شهرهایِ جنوبیِ سنی‌نشین. فکر اینکه اکثر روزها و هفته‌ها باید در این شهر تنها بمانم و بار مسئولیت زندگی و مراقبت از دو فرزندم را در کنار درس و مباحثه به دوش بکشم دلم… بیشتر »
   چهارشنبه 9 مرداد 139812 نظر »