یکی از خاص‌ترین روزهای زندگی‌اش بود. روزی که قرار بود طعم مادر شدن را بچشد. اما دلتنگی عجیبی وجودش را پر کرد بود؛ دلتنگی بخاطر نبودن علی. 

_ علی نمی‌شود همین یکبار را بمانی؟ بخاطر من! بخاطر دخترمان زهرا!

_ «نه، باید بروم. بخاطر تو، بخاطر دخترمان زهرا، بخاطر همه‌ی مردم سرزمینم …».

دلش می‌خواست در این روز خاص اردیبهشتی، علی در کنارش باشد. مثل همیشه می‌گفت: «تحمل کن، تا چشم بر هم بگذاری، می‌گذرد». اما زن است و دل‌نازک! گاهی کم می‌آورد. چقدر ماموریت؟ چقدر تنهایی؟

آن روزها، خبر از موبایل و تکلنولوژی امروزی نبود. در اوج نگرانیها و دلتنگیها، تنها پناهش خدا بود و بس! باید دلش را به وسعت دریا می‌کرد، مثلِ مرد دریا دلش …

بالاخره گذشت. علی آمد و دخترش زهرا را در آغوش کشید … پدر زهرا آمد، هر چند بخاطر وظیفه و تعهدش در بسیاری از روزهای قد کشیدن و بزرگ شدن زهرا در کنارش نبود. اما چه بسیار زهراهایی که پدرانشان رفتند و نیامدند، برای اینکه در مسیری قدم نهادند که تنها عمل، گواه از ایمانشان بود.

 


موضوعات: خاطره بازی
   جمعه 6 اردیبهشت 139814 نظر »

 

 

و تو ای ابرهه!

بدان، اگر دست از پا خطا کنی،

نه تنها با نیروی انسانی و تجهیزات نظامی کم نظیرمان،

بلکه به امر الهی با شنهای این سرزمین نیز،

زمین‌گیر خواهی شد

و ما منتظر آن صبح هستیم…

 

«إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»*  

بی‌گمان موعد آنها صبح است؛ آیا صبح نزدیک نیست؟!

 

*هود/ آیه ۸۱  

پ.ن: این مطلب به قلم نویسنده وبلاگ نیست. 

 


موضوعات: مناسبت‌ها
   پنجشنبه 5 اردیبهشت 139812 نظر »

 

 

از منِ عاصی و سرکش، از من دلبسته به این دنیا، از من فرو رفته در گرداب خویشتن … بر تو سلام!

سلام آقای خوبم! نمی‌دانم صدایم را می‌شنوی یا نه؟! نمی‌دانم، سلامم را می‌پذیری یا نه؟! نمی‌دانم که کجای این جهانی؟! نمی‌دانم که چه حس و حالی داری؟! اما به گمانمـ دلت سخت گرفته که این جمعه‌ها اینقدر دلگیرند، بی‌تابند … 

ای غایب از دیدگان! ای آرزوی مشتاقان! ای خورشید نهان! آدینه‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند، اما کِی قصه‌ی فراق ما به وصال می‌رسد، نمی‌دانم؟! جمعه به جمعه، نه! هر لحظه در ندبه‌هایم تو را می‌خوانم؛ در انتظار شنیدن خبر آمدنت، در آرزوی دیدارت، اگر که لایق دیدار تو باشم!

 

«هَل إلَیکَ یَابنَ أحمَدَ سَبیلٌ فَتُلقَی، هَل یَتَّصِلُ یَومُنا مِنکَ بِغَدِهِ فَنَحظَی مَتَی …؛ آیا ای فرزند احمد راهی برای ملاقات با تو هست، آیا زمان ما به زمان ظهور شما متصل می‌شود؟»

 

چند منزل؟ 

 

   جمعه 30 فروردین 139812 نظر »

 

همه‌‌‌ی حرفش این بود که «شما مرا درک نمی‌کنید، بگذارید جوانی‌‌ام را بکنم!» اما همه‌‌ی جوانیش خلاصه شده بود در یک موبایل و چت‌های گاه و بیگاهش، در یک هندزفری و شنیدن آهنگ‌های ناب امروزی، در مرام رفاقت و رفیق‌بازی، در فلان مد و لباس و آرایش، در بخور و بخواب و بیهودگی …

اما به راستی جوانی چیست؟! آیا جوانی کردن در اینها خلاصه می‌شود؟!

می‌گویند جوانی بهار زندگیست. اما بهار یعنی چه؟! بهار یعنی فصل آغاز زندگی دوباره، بهار یعنی بیدار شدن، بهار یعنی آرامش، بهار یعنی شور و اشتیاق، بهار یعنی شکوفایی …  

بهار می‌آید و می‌رود، دوباره می‌آید و می‌رود … اما بهار جوانی هدیه‌ایست که تنها یکبار فرصت بهره‌بری از آن نصیبمان می‌‌شود. در اطرافمان آدم‌های بسیاری هستند که ورق‌های تقویم بهاریشان گذشته است و در زمستان زندگیشان به سر می‌برند. نسلی که در کوله‌بار عمرشان، روزها، ماه‌ها و سال‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌اند و گاه زمزمه می‌کنند: «جوانی کجایی که یادت بخیر».  

ای جوان! من نمی‌گویم، آنان که ربیع جوانیشان گذشته است، می‌گویند: «غافلی از قدر جوانی که چیست  ***  تا نشوی پیر ندانی که چیست».

 

 

حالا بگویم جوانی چیست؟! جوانی بهاریست که یکبار می‌آید، جوانی خورشیدی‌ست که یکبار طلوع می‌کند، جوانی رودی‌ست که یکبار جاری می‌شود، جوانی بوته‌ی گلی‌ست که یکبار شکوفا می‌شود … فقط یکبار! از این یکبارها چگونه می‌خواهی بهره ببری؟! نمی‌گویم که جوانی نکن و فارغ از سر خوشی‌های دوران جوانیت باش! اما جوانی برای تو فصل شورانگیزی‌ست که می‌توانی بهترین‌ها را برای خودت رقم بزنی. جوانی فصل انتخاب‌ها و تصمیم‌گیریهای اساسی زندگی توست. انتخابی که می‌تواند ضامن سعادت و یا عامل شقاوت تو باشد.

ای جوان! خودت را بشناس. گوهر وجودیت را بشناس. عزت و شرف خودت را بشناس. تو از نسل آدمی که خداوند به ملائک فرمود: «أسجدوا …». تو از نسل آدمی که خداوند کرامتش بخشید. پس کرامت خودت را حفظ کن! تو در ابتدای مسیر پر پیچ و خمی قرار گرفته‌ای که خودت انتهایش را مشخص می‌کنی! مسیری که هرگونه رفتی، راه بازگشتی نداری! پس الگوی حرکتی خودت را درست انتخاب کن! و چه الگویی بالاتر از بهترین اسوه و سرمشق که خداوند فرمود: «قد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة …». چه الگویی بهتر از الگوهای قرآنی، چون: یوسف، مریم بنت عمران، ابراهیم …

 

نشانی این مطلب در خبرگزاری حوزه: سخنی از پیران به جوانان

 

   چهارشنبه 28 فروردین 139812 نظر »

 

«محمد جان! می‌دانی از چه چیز بیشتر از همه دلم می‌سوزد؟ از اینکه دشمن، ”بچه‌های خاک خودمان“ را برداشت و اینگونه سفاک و خون‌خوار تربیت کرد و انداخت در دامن خودمان. تکرار می‌کنم: بچه‌های خودمان را. اگر از جای دیگر آمده بودند، این‌قدر آتش نمی‌گرفتم و دلم نمی‌سوخت. بچه‌های خودمان را علیه خودمان شوراندند، طوری شوراندند که بچه‌هایِ گول خورده‌ی خودمان، همه‌ی بچه‌های بد جهان را به عراق دعوت کردند. کم کم عراق و سوریه شد محل اجتماع همه‌ی مسئله‌دارها و جانیان و تروریست‌های کل جهان. با لباسی کوتاه و تا سر زانو، الله‌ اکبر بر لب، خنجر به دست، کینه در دل و جهل در سر».

 

 

«حیفا»، مستند داستانی‌ست درباره‌ی زندگی دختری جاسوس و تن‌فروش اسرائیلی، از اداره‌ی متساوایِ سازمان موساد، در منطقه‌ی غرب آسیا، به نام «حیفا، [حفصه]».

حیفا، کارشناس ارشد ادیان و عرفان از موسسه‌ی شیعه‌پژوهی تل‌آویو، متخصص جاسوسی و عملیات. او مامور شده بود برای نفوذ و تاثیر در دو تن از افراد سرشناس القاعده، به نامهای «ابراهیم عواد ابراهیم البدری، [ملقب به ابوبکر بغدادی]» و «ابومحمد العدنانی»، که منجر به شکل گیری داعش خبیث به رهبری این دو شد.

او برای آماده‌سازی ذهن این دو نفر، از مباحث توحید و یکتاپرستی، به سبکِ اسلامِ مدرن شروع کرد و بعد از آن به بحث نبوت و بی‌اهمیت جلوه دادن آن و در نهایت مسئله خلافت و جهاد با منافقان پرداخت … به هدف نشانه گرفتن اسلام! به گفته‌ی خودشان: «مشکل اول ما با اسلامِ امروز است و مشکل دوم ما با اهل سنت و ام‌المصائب ما هم کسانی نیستند جز شیعیان!» و بعد از آن با جذب نیروهای بومی، به طور کاملا  خودجوش، با تغذیه و حمایت حزب بعث عراق، به بسط سیطره و موقعیت جغرافیایی خود پرداختند … و داعش شکل گرفت. با برنامه‌ای که در آنسوی مرزهای عراق و سوریه ریخته شد. با تفکری صهیونیستی، با ایدئولوژی وهابیت تکفیری و با نشانه گرفتن جان و مال و ناموس مردم!

در این بین، چه خوش درخشیدند نیروهای مقاومت، حزب الله و مدافعان حرم، برای نابودی این گروه خبیث … یاد و نامشان گرامی.

ان شاء‌الله نابودی و حذف رژیم غاصب اسرائیل و صهیونیسم جهانی.

 

   جمعه 23 فروردین 139810 نظر »

1 ... 7 8 9 ...10 ... 12 ...14 ...15 16 17 ... 33