به قول یکی از اساتیدم، این روزهایِ سردِ پاییزی که در تعطیلات اجباری به سر می‌بریم، اگر برای هیچ چیز خوب نباشد برای درس خواندن و مباحثه کردن بسیار خوب است. البته به شرطی که درس خواندنمان بیاید، که اغلب نمی‌آید!

اما به نظر من آنچه در این روزهای سرد و بارانیِ پاییزی خیلی خیلی می‌چسبد، نشستن پای بخاری و نوشیدن یک فنجان چای داغ همراه با خواندن یک کتابِ دلبرِ غیرِ درسی‌ است. پیش خودتان فکر نکنید من از آن دست شاگردانِ ناخلفِ درس‌نخوانم! نخیرررر! هر چیزی به وقتش؛ به قول قدیمی‌ها ”آسیاب به نوبت“.

جانم برایتان بگوید از این کتابِ دلبری که می‌خوانم، آنچنان غرق در نگارش زیبایش شده‌ام که گاه نیازمند غریق نجاتم! تا خودتان نخوانید عمق حرف‌های مرا درک نخواهید کرد.

 

 

«پری‌دخت» اولین اثر رسمیِ نثرِ ”حامد عسگری“، روایتِ عاشقانه‌های سید محمود و پری‌دخت است و بس خواندنی‌. سید محمود که برای درس طبابت راهی پاریس می‌شود و پری‌دخت چشم انتظار معشوقه‌اش در طهران. کلمه به کلمه این کتاب نامه‌هایی‌ است که بین این دو نفر در غم فراق و دوری هم رد و بدل می‌شود.

کلام آخر از زبان نویسنده: «عاشقی فَقره‌ای است که این روزها یا یادمان رفته و یا از روی نسخه فرنگی‌اش تقلید می‌کنیم… دلتان گرمِ عشق.»

 


موضوعات: کافه کتاب
   چهارشنبه 29 آبان 139812 نظر »

 

بیایید یک قانون بین خودمان بگذاریم،

قانون «سه هیچ»

۱_ هیچ وقت ساختگی و غیر واقعی ننویسید.

۲_ هیچ وقت قصد فریب مخاطب را نداشته باشید.

۳_ هیچ وقت در نوشته‌هایتان اغراق نکنید.

 

اگر همیشه به قانون «سه هیچ» پایبند باشید و هیچیک از بندهای آن را نقض نکنید، مطمئن باشید نه تنها اعتماد کاربر را از دست نخواهید داد، بلکه مخاطبتان شما را به عنوان یک مرجع همیشه درست و مفید در ذهن خود ثبت خواهد کرد.

 

+ کتاب این روزهایم

 

 


موضوعات: کافه کتاب
   سه شنبه 14 آبان 139814 نظر »

  

 درباره‌ی علی مطالعه کن!

 چرا علی؟

وقتی به گل‌فروشی می‌روی زیباترین و خوشبوترینش را انتخاب می‌کنی…

 

 

 

«ناقوس‌ها به صدا در می‌آیند» رمانی‌ست خواندنی درباره امام علی‌علیه‌السلام. ‌داستان از یک کلیسا‌‌ در مسکو آغاز می‌شود، که یک مرد تاجیک برای‌‌ فروش کتابی خطی و قدیمی ‌نزد کشیشِ کلیسا می‌رود. «میخاییل ایوانف» کشیش کلیسا که عاشق کتاب‌های خطی و قدیمی‌ست با دیدن کتاب پی به ارزش تاریخی آن می‌برد. وی پس از مطالعه این کتاب به ارزش حقیقی آن یعنی شناخت شخصیت امام علی‌ علیه‌السلام می‌رسد.

کشیش کتاب خطی را خواند اما به دنبال آن بود که از علی بیشتر بداند. به یاد دوست قدیمی‌اش «جرج جرداق» می‌اُفتد…

در بخشی از کتاب جرج به کشیش می‌گوید: «… شناخت علی روح تشنه‌ی بشر امروز را سیراب می‌کند و من خوشحالم که تو امروز به واسطه‌ی یک مشت نوشته‌ی خطی، دلت به سوی علی پر کشیده‌ است.»

و کشیش شیفته و دلداده‌ی علی می‌شود…

 

میخاییل به پسرش گفت «… سعی کن راهی را که من در پیری شناختم، تو در جوانی بشناسی. توصیه می‌کنم درباره‌ی علی مطالعه کنی.»

 


موضوعات: کافه کتاب
   یکشنبه 27 مرداد 139827 نظر »

محمـــد؛

پیامبرِ اعظم، نگینِ آفرینش!

 

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 

 


موضوعات: کافه کتاب
   سه شنبه 15 مرداد 139816 نظر »

 

دو کلمہ حرفِ حساب با جوانان؛

فکرت را عوض کن، حالت خوب می‌شود.

 

 


موضوعات: کافه کتاب
   شنبه 12 مرداد 139818 نظر »

1 3 4 5 6