بدن آهو، یک قسمتی دارد به اسم نافه. خون وقتی وارد نافه ی آهو می شود، تبدیل به مشک می شود که عطر بسیار خوشبویی است، و چقدر قیمت پیدا می کند و مردم آن را به سر و صورت و جامه ی خود می کشند. دستگاه الهی هم درست مثل نافـه ی آهو است ! یعنی هر کس، هر قدر هم که آلوده باشد، وقتی به آن جا می رود پاک و معطر می شود. گذشته او اصلاح می شود و تمام بدی هایش بـه خوبی بـدل می شـود. آنجا جایی اسـت که بدی ها و گناهان به حسنه و زیبایی و خوبی بدل خواهند شد. درست مثل آب گل آلودی که به دریا برسد. آب آلوده همین که به دریا رسید پاک و زلال خواهد شد.

 

 برگرفته از کتاب مثل شاخه های گیلاس 

تألیف محمدرضا رنجبـر

 


موضوعات: کافه کتاب
   چهارشنبه 9 خرداد 13972 نظر »

 

" شکستـن نفـس "

باران شديدي در تهران باريده بود. خيابان 17 شهريور را آب گرفته بود. چند پيرمرد مي خواستند به سمت ديگر خيابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهيم از راه رسيد. پاچه شلوار را بالا زد. با کول کردن پيرمردها، آنها را به طرف ديگر خيابان برد. ابراهيم از اين کارها زياد انجام مي داد. هدفي هم جز شکستن نفس خودش نداشت. مخصوصاً زماني که خيلي بين بچه ها مطرح بود!

 

 خاطره جمعی از دوستان

♦ برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم 

 

 

   دوشنبه 7 خرداد 1397نظر دهید »

1 2 3 4 6