« مرا می‌گویدتو یک لحظه‌ی نابی »

 

به مناسبت روز معلم، با جمعی از مادران تصمیم گرفتیم یک روز خاطره‌انگیز برای معلم پسرانمان بسازیم. بعد از کُلی کشمکش بر سر هدیه، بالاخره به یک توافق نسبی رسیدیم، طوری که همه راضی باشند؛ به قولی «نه سیخ بسوزد و نه کباب». قرار بر این شد که یک دورهمی دوستانه در پارک کنار مدرسه‌ی بچه‌ها داشته باشیم.

برخی از مادران را در جلسات مدرسه دیده بودم و شناخت مختصری از آنها داشتم و برخی را هم نه. عده‌ای هم خوب در ذهنم حک شده بودند. در هر حال برقراری ارتباط با بعضی‌ از آنها کمی دشوار بود، خصوصا که به لحاظ فکری خیلی متفاوت بودیم.

از قضا یکی از مادران گرامی که در گذشته‌ای نه چندان دور وصفش را برایتان بازگو کرده بودم،* چهره به چهره‌ی من نشسته بود. همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت که بحث به درس و مدرسه و نوع آموزش رسید. به ناگاه این مادر عزیز شروع به نطق کرد و گفت: «اگر بخاطر داشته باشید، من در جلسه‌ی اول سال بیان کردم که بهتر است به دروس اصلی مثل ریاضی پرداخته شود. چه اصراری‌ست بر آموزش قرآن؟ چه اصراری‌ست بر یادگیری یک زبان بیگانه؟ آموزش زبان بیگانه برای بچه‌ی ابتدایی سَم است!»

همه گوش می‌دادند. شاید شاخکهای تعجب خیلی‌ها درآمده بود. شاید بعضی هم مثل من از عصبانیت داغ کرده بودند. معلم بینوا هم که انگار آب سرد رویش ریخته باشند، در سکوت سنگینش گویا در این فکر بود: یعنی زحمات این ۸‌ ماهه‌ی من برای آموزش قرآن هیچ؟!

عقده‌ی این حرف از ابتدای سال در دلم مانده بود. گاهی خودم را سرزنش می‌کردم که چرا جوابش را ندادی؟! کمی خودم را جمع و جور کردم و با خنده گفتم: زبان بیگانه؟! یعنی زبان انگلیسی بیگانه نیست که پسرتان را کلاس زبان می‌فرستید؟

_ نمی‌فهمم خواندن قرآن به چه درد می‌خورد؟! صبر کن ۱۵ سال دیگر که پسرت ضربه خورد، می‌فهمی از کجا خورده!

خب، قرآن کتاب آسمانی ماست و برایمان ارزشمند، همانطور که همه‌ی ادیان برای کتابهای آسمانیشان ارزش قائلند. از نظر شما زندگی فقط زندگی مادی‌ست و معنویات هیچ؟!

_ بیخیال! از دین فقط قرآن و حجاب را چسبیدید و بقیه را ول کردید!

مثلا چی؟!

_ مثلا؛ همین زمینی که الان رویش نشستید، غصبی‌ست. این مجموعه را شاه برای ارتش نیروی هوایی‌اش ساخت و بعد از انقلاب، انقلابیون اینجا را غصب کردند! یا همین روزه گرفتن! خدا که نگفته خودتان را بکشید! چرا سخت می‌گیرید؟ آب خوردن حین روزه‌داری که ایرادی ندارد! روزه فقط برای پاکسازی بدن است …

نقل شده به فلانی گفتند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ گفت: در قرآن گفته شده: «لا تقربوا الصلوة». گفتند: مومن این آیه ادامه هم دارد! گفت: همین قسمتش به کار ما آید! مثلِ همین مادر عزیز! هر تکه‌ای که به دردش می‌خورد را گرفته بود و بقیه را منکر! خلاصه، سرتان را درد نیاورم، حرف زدن بی‌فایده بود که بی‌فایده! همانقدر که در گوش سنگ رفت در گوش او نیز! مصداقِ واقعیِ «فقد کذّبوا بالحقّ …».

 

* چقدر زود دیر می‌شود!

 


موضوعات: روزانه نوشت
   پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(19)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
19 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: تســـنیم [عضو] 
5 stars

سلام یارجان
ای بابا همه جا از این آدما هست … ی مشت عقده ای …نمی دونم کجا به کام دلشون نرسیدن اینجوری شدن :))))))
حرص نخور عصبانیم نشو

1398/02/28 @ 12:20
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

حرص که خوردم، عصبانی هم شدم! اما فایده‌ای که نداشت
باید ریشه‌ای درست بشه

1398/02/28 @ 16:51
نظر از: دهسنگی [عضو] 
5 stars

سلام مطلبتون زیبا بود
احسنت

1398/02/25 @ 11:58
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام. ممنونم. نظر لطف شماست

1398/02/26 @ 07:57
نظر از: سایه [عضو] 
5 stars

جشنو زمین غصبی گرفتید خب ناراحت شده دیگه :)))))

1398/02/24 @ 11:13
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

چی بگم! :)))

1398/02/25 @ 07:20
نظر از: حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت [عضو] 

عجب از اين دنيا و. بالا و پايينش

1398/02/23 @ 09:52
نظر از: دهسنگی [عضو] 
5 stars

سلام ممنون از مطلبتون https://kovsar-aliabad.kowsarblog.ir/
(یاعلی)

1398/02/20 @ 17:37
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام. خواهش می‌کنم، قابلی نداشت

1398/02/23 @ 21:12
نظر از: مفرد مونث غایب [عضو] 
5 stars

سلام
چیزی که زیاده حرف مفت
پشت سر خدا هم صفحه میذارن چه برسه آدمهای خدایی
و قل سلام علیکم

1398/02/20 @ 12:55
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام مفرد جان! متاسفانه همینطوره که میگی

1398/02/23 @ 21:32
نظر از: حدیث عشق [عضو] 
5 stars

سلام امشب یه مهمونی بودم هنوز داره از سرم دود بلند می شه فعلا همه همین طور شدن.
نفس کشیدن برام سخته تو این جامعه

1398/02/19 @ 23:46
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام. آخی چقد بد! حالا بهتری؟

1398/02/20 @ 06:35
نظر از: حدیث عشق [عضو] 
5 stars

سلام حقیقتش نه
داره حرفا توی ذهنم رژه میره
یه آدم که حال درس خوندن نداره و دانشگاه رفت ولش کرد بعد رفت حوزه ولش کرد می گفت: به خاطر فساد حوزه، حوزه رو رها کردم.
همون موقع شوهرم گفت: بلند شو بریم.
مجبور شدم پا شم و گرنه می خواستم دهنشو جر بدم.

1398/02/20 @ 11:47
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

حدیث جانم! مجادله با این افراد واقعا بی‌فایده‌ست!
ـــ
خوبه محلُ ترک کردی، و اِلّا کار به جاهای باریک می‌کشید! انگار خیی عصبانی بودی! :))

1398/02/20 @ 21:02
نظر از: حدیث عشق [عضو] 
5 stars

هنوزم هستم. برای همین گفت پاشو…
میدونی چون داشت تنبلی و دمدمی مزاجی خودشو پشت یه سری حرف چرت قایم می کرد.
ازش خیلی ….

1398/02/20 @ 21:25
نظر از: یاس‌کبود۱۴ [عضو] 
5 stars

آجی برخی تفکر طاغوتی در گوشت و خونشون آمیخته شده کاری نمیشه کرد
بهشون میگفتی دین اسلام زیباترین دینه که هیچکدوم هنوز نشناختیمش اگه شناخته بودیم اسیر حرفای پوچ و دنیایی نمیشدیم

1398/02/19 @ 13:47
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام یاس عزیزم! واقعا این افکار پوچ با گوشت و خونشون آمیخته شده!

1398/02/19 @ 14:34
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 
5 stars

با سلام واحترام
مطلب شما در قسمت مطالب منتخب درج گردید.
موفق باشید

1398/02/19 @ 13:34
نظر از: یار مهـــدی [عضو] 
5 stars

سلام علیکم پشتیبان عزیز و گرامی. سپاسگزارم. :))

1398/02/19 @ 14:31


فرم در حال بارگذاری ...